CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است
جستجو | جستجو در مطالب ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است
سفر به ژرفا | عمومي

هرچه می گذرد

مرا بیش

زمانه به اعماق می برد

خیره می نگرم

به آنچه گذشت

چه حسرت سختی است، می برم

زمانه باز می گذرد

زمان کنونی من نیز،

بدون دست پُری!

سفیر خدا ـ نوید و نذیر خوف و رجا ـ

هوار سر من می کشد به هوش!

برخیز!

رخت مقدس تقوا پوش!

بگذر از هوس ( از هوی )

منشین به شمارش دیروز

انتظار ... ـ بدون داشتن دست پُری ـ

برای رسیدن فردا

گذشته، گذشته ...

هنوز که تو هستی و فرصت جبران

به فکر پاکی خود شو

نمان که بگندی!

... به نام خداوند

بکوب به زمین داغ، شیطان

بخوان شب و روز قرآن

کلام امامان

میان باغ

ـ عمل به گفته ی ایشان ـ

حزین و پشیمان رو

دو ...

به سمت خدا از نو

... سرت به زیر بگیر

ـ گریان، مقابل حضرت رب ـ

که شاه آفرینش و آدمیان،

ـ منان ـ

که بلک به نقطه ی اوج برسی

به شادی نقطه ی « صفر » حضور

چو ... پاک تو آید

از اعماق

شاد و خرامان

به عمق آغُش وی بدوی ( به نور ) 

سبک از ( گناه و حقوق نداده ـ ستم ـ )

وزین

پر از ارزش محض

بپرید روی جهان ابد

جهان راستی جاوید و جاودان

به قرب

کنار حضرت رحمان ...

دوستان عزیزم!

اگر اهل واژه هایی مثل قرآن و امامان نیستید و با شنیدن یا خواندن این واژه ها بواسطه ی رفتار بد هرچه مسلمان که دیده اید حالتان بد می شود بیایید شما را به خدا! ما از نوع آنها نباشیم و از نوع حقیقت آن بشویم. بگردیم ببینیم خدا کیستند؟ از طریق ما دنبال چیستند؟ چگونه همان بکنیم که مورد نظر « ایشان » است؟ و هم خوش بگذرانیم و هم قدر پروردگار را بدانیم. مبادا به خاطر این واژه ها و این نوع نگارش دوباره نیایید و سری نزنید که شاید از همینجا زد و یکی از ما برنده ی میدان حضور شد و معراجید و خودش را نزد خداوند دید. خدا را چه دیدید؟

 


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 7 بهمن 1386 ساعت 09:17
بازگشت همه به سوی خدا با "کوله"شان است | عمومي

من یک مسیرم ... یک معبر ... من یک دَرم، ـ نه دِرَم، دینار، پوند و یورو، نه دلار ـ، که برای شما آزادی بخرم، شادی، شور، شعف اما نه از نوع کف ... بلک، از نوع ماندنیش: حضوری نشسته بر هدف. من مِهدایم که روزی مهدی بودم نه پریسال ها بلک همین انگار دی



مطالب مرتبط :

برچسبها : بازگشت - همه - سوی - خدا - کوله - شان - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در آدینه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 09:01
خوش اخلاق بهشت است. بهشت خانه ی اوست. | عمومي

خُلق

گون ِ نمودن ِ پنج حس ماست

که از آن

چو شاد نمودن و بودن

شادی و عشق و محبت رُست

همه عین خواست ِ خداست

وگرنه شیاطین

بدانوسیله ی بد

خود ِ خویش آراست

ستمی است

که جهنم زاست



مطالب مرتبط :
دوردست نزدیک است
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است!

برچسبها : خوش - اخلاق - بهشت - است - خانه - اوست
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 14 آذر 1388 ساعت 23:32
عقب ماندگی | عمومي

جهان جهشی کرد، پرید ...

هرکه عقب ماند را و درنگ کرده و ترسید

به زیر کشید

گفت:

هرآنکه هراسان و نفهم ِ جهیدن و شور و شر است و شراب دانش نو

رو!،

به عقب ...

نه جلو

عقب، آنجا،

مان!



مطالب مرتبط :

برچسبها : عقب - ماندگی
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 20 ارديبهشت 1388 ساعت 14:03
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است! | عمومي
 

اینهمه خواب

به خواب نیز

کسی نرسید به جواب

که آب

برای که ها کم

برای کجا چه فراوان

و چراست

گفت:

«عدل خداست»

بدون اینکه بخوابد

بدون دیدن خواب



مطالب مرتبط :

برچسبها : شادمانی - شرایط - اینکه - بمانی - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 13 بهمن 1387 ساعت 13:49
تشرف | عمومي

چه کور شده ام،

کر و بی دل

و دشمن و سد راه عبور آدمیان کوچه خیابان

ـ ول ـ

به جای زراعت مهر

و حفظ ِ ساحت ِ عشق حقیقی و پروریدن ایمان

صداقت و حس نزاکت

و شادی و سبزه نشاندن و گُل

میان میادین قلب آدمیان

...

شگرف و وسیع شده این صدای درونم

عجیب گرفته گلوی برونم ... «آهای! ...»

بگیر که به زور چماق

اسلحه های ولرم و یخزده، داغ

توپ و مسلسل و تانک

همه را به زور کتک

شکنجه های گروهی و تک تک

جریمه های خُرد و کلان

گرفته و بسته، شکسته استخوان پا و کمر

همه کور شده، دردمند، شَل

و بُرده به مسلکمان

...

بگو دِ آهان!

شیریم؟

شده بنده ی حضرت رحمان؟

رحیم شده ایم؟

رها شده از وظایف خویش؟

این بود؟

آنچه خدا خواست؟

و معنی اینکه در این مکان مقدس همه از هرآنچه قیود

رهای رهاست؟

امین شده ایم؟

صاحب اصل دین شده ایم؟ ...

موقر و مطلوب و متین؟

امیر کل زمین؟

به چه؟ این؟

No more

Do Believe

I'll

- No debt -

Leave

Better a whore

Than stay HERE more

Hating life

Hating WEAR

و خشم خدا

صدای نخستش

ندای شکستن دلهاست ...



مطالب مرتبط :

برچسبها : تشرف
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 28 دي 1387 ساعت 11:18
و این کلید هر در بسته ای را در درون شما خواهد گشود. شاید به نوعی اسم اعظم بهکاریتان. | عمومي
 

شوق،

نتیجه ی نظم و دقت ماست

ـ سر ِ وقت و بر سر جای و چنان که بباید و شاید! ـ

اگر حریم نظم،

خود شخص خدا پاید

عجیب نیست که فرد ِ منظم، عابدانه مدام

ـ که شکر ِ شادی ِ خود بگزارد ـ

از اوج ِ قامت ِ راست

به سجده بیاید!



مطالب مرتبط :

برچسبها : این - کلید - بسته - درون - شما - خواهد - گشود - شاید - نوعی - اسم - اعظم - بهکاریتان
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 29 آبان 1387 ساعت 12:22
می شود این آمار حتی یک نظر هم نداشته باشد؟ | عمومي

سلام.

یک طورهایی در شگفتم که اگر این ده ها هزار نفر به وبلاگ شستارگاه سر زده اند می شود آیا حتی یک نظر کسی نداده باشد؟ یعنی من پس از کجا بفهمم که آیا مثمر ثمر هستم یا خیر؟ آیا اگر هیچ اینهمه زحمت من ثمری ندارد بمانم باز هم اینجا در میان شما؟ یا کوچ بکنم از اینجا یا دست بردارم از این نوشتن هایی که خیال می کنم به بار دارند می نشینند و آدمیانی آنها را دوست دارند. حالا می فهمم که چقدر مهم است که شوهر مدام به زنش بگوید که چقدر دوستش دارد و اگر نگوید یعنی نداردش! و دارد کلاه سر همسرش می گذارد. به امید حداقل یک خبر که ببینم که آیا کسی اصلاْ این وبلاگ را دیده است؟ آیا اصلاْ یک سر سوزن این کوشش های من ارزش خبر دادن لااقل به اینکه بروم و دیگر ننویسم هم نداشته بوده بادا داشته بوده است؟



مطالب مرتبط :

برچسبها : شود - این - آمار - حتی - نظر - نداشته - باشد
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 27 آبان 1387 ساعت 10:09
آموزش رایگان کیمیاگری در همین مطلب | عمومي
 

خاک، کیمیاست

چون آدم از آن برخاست

ـ که خواست خداست ـ

رابطشان ـ که همان کیمیایی و خاک ـ

کار و فکر شماست

مجسمه ساز بزرگ،

چگونه مگر به آب آن آراست

فروخت گاه به قیمت بسیار و گران ...

هان؟

و مرزعه دار بزرگ ...؟

و معدنیان ...؟

و چو نیستی از آنان

به فکر تفکر خود تو بگَرد

برای کشف راه تازه ی کسب درآمد پاک، روان

و به کار

بتراش اضافی ِ جان



مطالب مرتبط :

برچسبها : آموزش - رایگان - کیمیاگری - همین - مطلب
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
کشف محل جدید تجمع عقرب ها و مارها | عمومي
 

کژدم و مار

به قیمت بسیار ِ تمدن، آدمیان

گرفته از آستانه ی خانه،

کشاند به دانش و کرده و مال

خواند و نوشت و رسید به رنگ و ریا و ربا و دغل

به فاحشگی،

رساند شرم و حیا و خوف و رجا به حداقل

روانه نمود کژدم و مار

به جیب و حساب بانکی و بطن خانه و « خانه »ی خویش

به بغل

در آب ِ شُرب و خوراک ریخت سم و نیش و خواب و بیخبری است

نتیجه که شد کیش

همه مات شده اند و غافل از اینکه قیامتشان لآت



مطالب مرتبط :

برچسبها : کشف - محل - جدید - تجمع - عقرب - مارها
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
نیاز جنسی مرد و خواری زن اگر فریب بخورد | عمومي
 

چون این نیاز نامقدس جنسی مرد

مهار،

مرد،

به هر شکل که صلاحدید خداست، نکرد

همیشه در خطر است

همیشه خشن

خفه

دلگیر

چو گرگ تشنه ی خون و شیر گرسنه برای آب و خوراک، گیر،

اسیر ...

پی دیدن تصویر برهنه

نگاه به زنان کوچه خیابان که مثل فاحشه هایند

به فاحشه ها که به قیمت پست ِ ریال و دلار و یورو

میان کوچه خیابان آیند، یا

که پشت پنجره، شیشه های شفاف و تمیز شده اند بند

که پای آدم یان ِ لایبالی تشنه بپیچند

که بلکه خویش مثل ِ چاه ِ خلا به مرد ِ نیازمند قضای حاجت ِ دفع!!!!!

بفروشند

آیا چند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چو این نیاز مهار به شکل ِ صلاحدید خدا نشود

مُحال،

که آدم یان که چو آتش فشان و صاعقه اند

خویش

بتوان کَندو مَُحال نیز،

که زنان،

چو در آن حریم مقدس حفظ حرمتشان، نشوند

حریف وسوسه های نگاه و گفته و شوق و ثروت ِ مردان، عطشان

ـ یعنی شیطان ـ

رسند به مقام بلند عبدی ِ حضرت رحمان ...

( تو عزیز!، خود می دان! )



مطالب مرتبط :

برچسبها : نیاز - جنسی - مرد - خواری - اگر - فریب - بخورد
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 30 مهر 1387 ساعت 14:21
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
پیوند - نظر - بهکاریتان - اختیاری - حتی - نمی‌کنیم؟ - شاید - نخستین - جدی - آغاز - زندگانی - مگر - جهان - دوردست - جوی - نظری - نظارت - اگرنه - کلید - بهشت - حضَر - خوب - واژه - سوم - بمانی - سوی - لیاقت، دارایی، - مرور - کنم - اگر - مرا - اسم - آخِرین - تمشک - شویم - اوست - تعریف - نزدیک - تولد - کارآ - بسته - شایسته - مرد - خیابان - بکنیم - دله - آنها - خدا - کنید - هدر - شدن - دریافت - قدر - ماندگی - کجایم - همیشه - های - هزار - نقطه - زنده - انتخاب - اما - راز - دوبنده - شیطان - نمایید - کنیم - عملی - حالای - بزرگترین - نیاز - خدانگهدارتان - باشد - صحیحی - زعفران - ژرفا - دیار - کردیم - شان - کندخوانی - بود - طبق - خرد - عقب - الآن - آمار - زرشک - تمرین - خواری - بخورد - سودمندم - نادار - هستید - اختیار - سفر - ادامه - ناکامند - شرایط - بپری - این - محل - مار - کودکی - سخنرانی - تغییر - است - مطلب - آموزش - نوعی - شیطانی - کاربرد - اسفل - بگسترانید - جبری - کشف - جبر - جوانی - دروس - بخوانید - ایرانی - پیری - امشب - بازگشت - ... - مزرعه - السافلین - بار - هرچه - جای - شادمانی - هرکه - اینکه - لطفاَ - آدمها - انجامشان - محکم - میانسالی - بفهمیم - تجمع - گنجاندیم - رایگان - بدی - دیدار - بدهید - خانه - میوه - آخرین - بگیریم - شما - صفر - همه - خوشمزگی - نداریم - همین - توانیم - برگرداندیمش - تکرار - حداقل - وگرنه - مهره - پاسخ - لیاقت - چرا - بعد - دهم - نسخه - خلاصه - چگونه - بنویسید - معیار - شود - اخلاق - آزادی - اولین - جدید - زندگی - میان - شروع - طلایی - کیمیاگری - تقویم - درس - پله - نداشته - آدمیانند - باید - دعوت - بمانم - چه، چگونه، خسته - آدمهاست - یکبار - خواست - درون - گرفته - توست - همان - حتماَ - خواهد - مارها - خوش - اعلام - اعظم - نوجوانی - کاشتن - جنسی - هرکس - فریب - قیامت - شماست - حَذر - مثل - صحیح - یکم - طاقتیم - توان - برداشت - برای - نیست - فرصت - عمل - خواهش - مدام - نوشته - جنین - همانی - کردم - شستار - کوله - انسان - نیکی - عقرب - وقتتان - گام - دیدی - گشود - ندهم - تشرف - سلام